﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>نه عادلانه نه زیبا بود جهان پیش از انکه ما به صحنه براییم به عدل دست نایافته اندیشیدیم و زیبایی در وجود امد</title>
    <description>mojganyasaman's description</description>
    <link>http://mojganyasaman.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>مژگان و یاسمن ایرانی</managingEditor>
    <lastBuildDate>Tue, 22 Sep 2009 09:55:12 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>اقای رییس جمهور خط فقر سرکاری نیست!!!</title>
      <description>&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;ایلنا: نمی&amp;zwnj;خواهد خیلی از شهر دور شوید، تا این فقر سر کاری را ببینید، فقط کافی است که کمی چشم&amp;zwnj;هایتان را باز کنید و سرتان را بچرخانید. دیدن&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;کودکانی که به شما آویزان می&amp;zwnj;شوند تا چیزی از آنها بخرید، پیرزنان و پیرمردانی که دست گدایی برایتان دراز می&amp;zwnj;کنند، زنان و مردانی که با دست فروشی روزگار خود را می&amp;zwnj;گذرانند،&amp;zwnj;کارتن&amp;zwnj;خواب&amp;zwnj;ها کافی است تا به سر کاری بودن خط فقر پی ببرید.&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;وارد کوچه می&amp;zwnj;شویم، بچه&amp;zwnj;ها در کوچه بازی می&amp;zwnj;کنند، چشمشان که به دوربین می&amp;zwnj;افتد، یکی فریاد می&amp;zwnj;زند &amp;laquo;خبرنگاران فرار کنید، فردا عکسمون تو روزنامه&amp;zwnj;هاست، فرار کنید&amp;raquo; هر کدام به سویی می&amp;zwnj;دوند و در این کوچه&amp;zwnj;های تنگ و تاریک گم می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;اشکان یک خواهر و برادر دارد، او با آنها و پدر و مادرش در مخروبه&amp;zwnj;ای دو طبقه زندگی می&amp;zwnj;کند، پدرش در خیابان&amp;zwnj;ها کفش&amp;zwnj;های مردم را تعمیر می&amp;zwnj;کند و مادرش خانه&amp;zwnj;ها را نظافت می&amp;zwnj;کند؛ مادرش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;اما نمی&amp;zwnj;رسونیم&amp;raquo; اشکان یک شهروند تهرانی و پدر و مادرش افغانی هستند، مادرش می&amp;zwnj;گوید: ما می&amp;zwnj;خواهیم برگردیم افغانستان اما بچه&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;یان، پارسال بردمشون هر روز می&amp;zwnj;گفتن می&amp;zwnj;خوایم برگردیم؛ پدرشون چند سال پیش سکته مغزی کرده، دستش می&amp;zwnj;لرزه، رفتیم سازمان ملل گفتن به خاطر شرایط پدرش هر جای دنیا بودیم برامون شرایط ویژه در نظر می&amp;zwnj;گرفتن، موندیم اینجا تا نزدیک افغانستان باشیم؛ تمام خانه پر است از لباس&amp;zwnj;های روی بند و بوی نم و فقر.&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;به گزارش ایلنا، طبق گفته کارشناسان،&lt;strong&gt; خط فقر در ایران 850 هزار تومان است،&lt;/strong&gt; پدر و مادر اشکان اگر نصف این مبلغ را هم درآمد داشتند،&amp;zwnj;دست کم می&amp;zwnj;توانستند خرابی&amp;zwnj;های خانه&amp;zwnj;شان را تعمیر کنند، طبقه پایین از فرط خرابی قابل سکونت نبود و تمام خانواده در طبقه دوم سکونت داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد در اولین مصاحبه مطبوعاتی دولت دهم خط فقر را یک موضوع سر کاری خواند و گفت: بدین معنی که ابتدا باید به تعریف خط فقر توجه کرد، یعنی چنانچه حداقل نیازها در تعریف خط فقر لحاظ شود، همان می&amp;zwnj;شود خط فقر و چنانچه نیازهای کم اهمیت&amp;zwnj;تری در این تعریف لحاظ شود&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;خط فقر تغییر می&amp;zwnj;کند&lt;/strong&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;اشکان مسکن دارد، یک مسکن مخروبه، آیا حداقل نیازهای اشکان برآورده شده است؟ آیا اشکان بالای خط فقر است؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;هر چه در کوچه&amp;zwnj;ها پیش&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;رویم، کوچه&amp;zwnj;ها باریک و باریک&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود؛ دری بازی است، چرک کف کرده از زیر در خارج می&amp;zwnj;شود، در می&amp;zwnj;زنم؛ دختر جوان زیبایی در را باز می&amp;zwnj;کند و کسی را صدا می&amp;zwnj;زند؛ زن برادرش است. سال&amp;zwnj;هاست از کردستان مهاجرت کرده&amp;zwnj;اند، همسرش چهار سال پیش ورشکست شده است. می&amp;zwnj;گوید: لباس می&amp;zwnj;دوختن سر کارگر تولیدی بود، از چهار پنج سال پیش که جنسای چینی اومده،؛ کار اینا کساد شد، اگر یه بارونی واسه اینا در می&amp;zwnj;یومد 22 هزار تومن، مغازه&amp;zwnj;ها از چین می&amp;zwnj;خریدن 14-15 هزار تومن، خوب معلومه واسشون صرف می&amp;zwnj;کنه جسن چینی بخرن. سال&amp;zwnj;هاست از کردستان مهاجرت کرده&amp;zwnj;اند، حقوق بازنشستگی پدرش تنها درآمد برای هزینه کردن دو خانوار است. به گزارش ایلنا در سال&amp;zwnj;های 1371 تا 1386 حدود 71 درصد، درآمد خانوارهای ایرانی افزایش پیدا کرده است در شرایطی که هزینه&amp;zwnj;های این خانواده&amp;zwnj;ها 1840 درصد افزایش هزینه دو خانواده را بدهد و رئیس&amp;zwnj;جمهور در همان مصاحبه مطبوعاتی بیکاری 200 هزار نفر در یک سال را عدد بزرگی نداند و آن را طبیعی بخواند و بگوید: در بازار کار همواره عده&amp;zwnj;ای بیکار می&amp;zwnj;شوند و عده&amp;zwnj;ای سر کار می&amp;zwnj;روند، بدین معنی که افرادی که امروز بیکار می&amp;zwnj;شوند، ممکن است پس از مدتی مجددا بر سر کار بروند، بنابراین بازار کار همواره در حال تبادل نیروی انسانی است.&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;همسر این زن با گذشت چهار سال هنوز &amp;laquo;مجددا بر سر کار نرفته است&amp;raquo;، اما طبق گفته&amp;zwnj;ای بالا خانواده&amp;zwnj;اش زیر خط فقر نیستند، چرا که غذا، پوشاک و مسکنشان مهیا است، گرچه به بدترین شکل ممکن.&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;پیرمرد 80 ساله نحیفی، 50 سال است که آنجا یک خشکشویی دارد، می&amp;zwnj;گوید: 50 سال پیش کجا این همه غم بود. 5-6 تا خونواده با هم زندگی می&amp;zwnj;کردیم، چقدر با هم خوش بودیم،؛ حالا تو خیابون هم، نمی&amp;zwnj;تونیم همدیگرو تحمل کنیم. بخار آب و حرارت دستگاه تحمل آنجا را برایم سخت می&amp;zwnj;کند، فکر می&amp;zwnj;کنم. این پیرمرد بیچاره چه می&amp;zwnj;کشد این جا صبح تا شب؛ از یک تولیدی برایش، یک دسته شلوار می&amp;zwnj;آورد، می&amp;zwnj;گوید: اینارو می&amp;zwnj;بینی واسه همش فقط هزار تومن می&amp;zwnj;دن، چند سال اوضاع خیلی بده، چند ماه که اصلا کار نیست. می&amp;zwnj;گوید: یک سال چشمامو عمل کردم، دو میلیون شده،&amp;zwnj;چون صاحب کارم بیمه ندارم، حالا هم که قانون عوض شده، بالای شصت سالم بیمه نمی&amp;zwnj;شم، پول عمل چشمام &amp;laquo;هنوز بدهکارم&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;این پیرمرد حداقل نیازها را دارد و اکنون که احتیاج به نیاز کم اهمیت&amp;zwnj;تری مثل عمل چشم، پیدا کرده یک سال زیر بار قرض آن است،&amp;zwnj;گویا نیازهایی که مربوط به سلامت جسمی است از حداقل نیازها محسوب نمی&amp;zwnj;شود &lt;strong&gt;و از نظر رئیس&amp;zwnj;جمهور تنها کمی غذا به اندازه زنده ماندن، پوشاک به اندازه لخت نماندن و سقفی به اندازه خیس نشدن حداقل نیازهاست، که خدا را شکر،&amp;zwnj; همه دارند و در ایران هیچ&amp;zwnj;کس زیر خط فقر نیست.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip" style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip"&gt;منبع:&lt;/p&gt;
&lt;p class="spip"&gt;&lt;a rel="nofollow" href="http://chrr.us/spip.php?article5823" target="_blank"&gt;http://chrr. us/spip.php? article5823&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mojganyasaman.persianblog.ir/post/44</link>
      <author>مژگان و یاسمن ایرانی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=21061&amp;postID=3562580</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-21061.post-3562580</guid>
      <pubDate>Tue, 22 Sep 2009 09:55:12 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;امروز می خواهم از مشکلاتی در ایران صحبت کنم که به دلیل مشکلات&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;بزرگی چون تورم ،فقر،بی کاری و ... مجالی به فکر کردن به آن نداشته ایم و در واقع دغدغه ما ایرانیان نبوده است.این مشکل بنا به دلایل زیاد تنها مربوط به سه دهه اخیر نیست.گرچه مسئولین&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;در این سه دهه سهم به سزای خودشان را در دامن زدن به این مشکل ایفا کرده اند&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و تمام آن از نداشتن مسئولان دلسوز و وظیفه شناس است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;بنابراین امروز در مورد تاریخچه باستانشناسی در ایران و آسیب هایی که از زمان قاجار خواسته و نا خواسته به مرور به آثار باستانیمان&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;وارد آمده می نویسم.می خواهم از بار گرانی که در نتیجه ی نا آگاهی و بی اطلاعی این مردم بر شانه های ایرانیان دلسوز سنگینی می کند بگویم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;........................................................................................................................................&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;از زمان تشکیل اداره کل باستان شناسی که خود تغییر نام یافته ی اداره ی کل عتیقات بود و بعدا به نام مرکز باستان شناسی ایران و از حدود یک دهه پیش با عنوان معاونت پ&amp;zwj;ژوهشی سازمان میراث فرهنگی کشور فعالیت های خود را ادامه می دهد کمی بیش از شش دهه می گذرد .جدید بودن تشکیلات باستان شناسی در ایران در مقایسه با نهاد های مشابه در سایر نقاط جهان بهتر مشخص می شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;مثلا موزه لوور &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;که در سال 1793 &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;یعنی چهار سال بعد از پیروزی انقلاب فرانسه از طرف انقلابیون به ملت فرانسه تقدیم شد ،123 سال قبل از آنکه مسئولان دولت&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;به فکر تاسیس موزه ملی در ایران بافتند ساخته شد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;در ایران در مهر ماه سال 1306 خورشیدی نمایندگان مجلس شورای ملی امتیاز انحصار حفاری در تمام ایران را که 27 سال قبل از این تاریخ به کشور فرانسه واگذار شده بود به طور مشروط لغو کرد&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و در 1367 خورشیدی&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;یعنی 106 سال بعد از انگلستان،اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;را به تصویب رساندند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;با وجود این تاخیر ایرانیان در راه سازمان دادن با تشکیلات باستان شناسی خود،نهایت تلاش خود را نمودند ولی در نیل این هدف&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;به گنج یابی&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و عتیقه خری و عتیقه فروشی و به طور کلی عتیقه بازی کشیده شدند!!!در گذشته جمع اوری و نگهداری اشیا و آثار باستانی معمولا از حد یک سرگرمی و تفنن زودگذر تجاوز نمی کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #999999;"&gt;د&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;strong&gt;بعد از ناهار خانه آمدم .تا عصر مشغول خواندن مسکوکات کهنه شدم.تازه به این خیال افتاده سکه کهنه!! جمع کنم!!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #c0c0c0;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;د&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;ر این باره اعتماد السلطنه می نویسد:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;و در جای دیگر می گوید:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #999999;"&gt;تا عصر با شیخ مهدی و عارف خان سکه های قدیم را که تازه خریده ایم را خواندیم!!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;و باز همین شخص می نویسد:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #999999;"&gt;شاه (ناصرالدین شاه) امروز به امین آباد تشریف بردند .انچه معلوم شد مقصود از رفتن آنجا این بود که از وقتی این گنج در محمود آباد پیدا شد تمام خیالات مصروف پیدا کردن گنج است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #999999;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;در جایی دیگر دکتر فوریه پزشک مخصوص شاه&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;نوشته است:&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #999999;"&gt;اعتماد السلطنه در یکی از امامزاده های آهنگران کاشی های زیبایی پیدا کرد.سه نمونه از آنها را برداشت و به من هدیه کرد&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #999999;"&gt;!!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;شخص علاقه مند به جمع آوری و نگاهداری اشیا قدیمی معمولا تا زمانی به این سرگرمی ادامه می داد که هنوز هوس چنین کاری را داشت و همین که از این کار زده&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;می شد دیگر به آن ادامه نمی داد و متاسفانه در این دوره تعدادی از آشیا مفقود یا به کلی از بین می رفتند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;در جایی باز از اعتماد السلطنه داریم:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #999999;"&gt;فرانسه ها از شوش قدیم که در خوزستان است،زمین کنی کرده و در عمارت مخروبه بهمن دراز دست کیانی خیلی از اسباب نفیس ،از قبیل مجسمات طلا و قوچ های طلا،از خاک بیرون آوردند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;و یا در نوشته های نجم الملک می خوانیم:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #999999;"&gt;ما بین بروجرد و چالان چولان در دامنه کوه قریه ای است به نام افروند نا،طلاشویی&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;می کنند،مسکوکات آنجا به دست می آید.می گویند ملک افراسیاب بوده است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;نا آگاهی ها و سودجویی ها در زمینه مربوط به آثار فرهنگی کشور موجب پیدایش صنفی خرابکار و عین حال بسیار فعال به نام گنج یاب گردید که حتی نام بعضی از محل هایی را که در انها به منظور یافتن گنج و آثار باستانی خاک برداری می کردند تغییر دادند و نام هایی مانند گنج دره،گنج تپه و ... بر آنها می نهادند...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;نجم الملک در جایی دیگر می گوید:&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #999999;"&gt;کاشی های برجسته و معرق خوب در مسجدی در کاشان دیدم.خیلی تماشایی و معتبر است و فرنگی همان&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US;" dir="rtl" lang="FA"&gt; را اقلا 2000 تومان می خرد و حیف که آخر به هر تدبیر باشد،خواهند برد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;و حاج سیاح می گوید:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #999999;"&gt;من مملکتی را بدبخت تر و ملتی را ذلیل تر از مملکت و ملت ایران در هیچ حا ندیدم.در ممالک دنیا جزیی آثاری از کسی غیر معروف را با کمال اهتمام حفظ می نمایند شهل است،آثار قدیمه ممالک دنیا را با خرج های بسیار ،به ممالک خود حمل می کنند و تاریخ آن را ثبت می کنند&lt;/span&gt; ...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;و در اینجاست همانطور که مشاهده می کنیم پای اروپاییان سودجو به ایران باز شده که ایران را به تاراج می برند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;برای مثال یکی از این افراد سودجو به نام موریه می نویسد:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #999999;"&gt;من چند نفر سنگ تراش را به تخت جمشید فرستادم و مقداری از مجسمه ها را شکسته به انگلستان بردم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;قبل از او دوبرون ،نیز قسمت هایی از قطعات سنگی و مجسمه تخت جمشید را جدا کزد و به هلند فرستاد!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;و صحبت از این خیانت ها در حق ایران و ایرانی که همه از جهل ما نشات می گیرد،زیاد است و این فقط چند مثال بود که بیانگر فاجعه ای تلخ که حدودا دوقرن است که گریبانگیر ما می باشد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;برگرفته از کتاب ایران در پیش از تاریخ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;تالیف:دکتر صادق ملک شهمیرزادی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;به امید ایرانی آباد و سربلند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mojganyasaman.persianblog.ir/post/43</link>
      <author>مژگان و یاسمن ایرانی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=21061&amp;postID=3368956</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-21061.post-3368956</guid>
      <pubDate>Sun, 09 Aug 2009 21:16:29 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>کجا رفت آیین دیرین ما ؟</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;فردوسی بزرگ که درود و داد و دَهِش یزدان بر او باد &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در این خاک زرخیز ایران زمین&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نبودند جز مردمی پاک دین&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;همه دینشان مردی و داد بود&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;وز آن کشور آزاد و آباد بود&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;چو مهر و وفا بود خود کیششان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;گنه بود آزار کس پیششان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;همه بنده ناب یزدان پاک&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;همه دل پر از مهر این آب و خاک&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;پدر در پدر آریایی نژاد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ز پشت فریدون نیکو نهاد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;بزرگی به مردی و فرهنگ بود&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;گدایی در این بوم و بر ننگ بود&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;کجا رفت آن دانش و هوش ما&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;که شد مهر میهن فراموش ما&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;که انداخت آتش در این بوستان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;کز آن سوخت جان و دل دوستان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;خرد را فکندیم این سان زکار&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نبود این چنین کشور و دین ما&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;کجا رفت آیین دیرین ما؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;به یزدان که این کشور آباد بود&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;همه جای مردان آزاد بود&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در این کشور آزادگی ارز داشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;کشاورز خود خانه و مرز داشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;گرانمایه بود آنکه بودی دبیر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;گرامی بد آنکس که بودی دلیر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نه بیگانه جایی در این خانه داشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;از آنروز دشمن بما چیره گشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;که ما را روان و خرد تیره گشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;از آنروز این خانه ویرانه شد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;که نان آورش مرد بیگانه شد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;چو ناکس به ده کدخدایی کند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;کشاورز باید گدایی کند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;به یزدان که گر ما خرد داشتیم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;کجا این سر انجام بد داشتیم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;بسوزد در آتش گرت جان و تن&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;به از زندگی کردن و زیستن&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;اگر مایه زندگی بندگی است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;دو صد بار مردن به از زندگی است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;برون سر از این بار ننگ آوریم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mojganyasaman.persianblog.ir/post/42</link>
      <author>مژگان و یاسمن ایرانی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=21061&amp;postID=3153902</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-21061.post-3153902</guid>
      <pubDate>Sat, 11 Jul 2009 13:36:37 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>هنر خاتم کاری</title>
      <description>&lt;p&gt;سلام&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یکی از دوستای خوبم "خانم طراوت" مطلبی برای من نوشتن که دوست داشتم شما هم بخونید.&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 18pt; mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;شاید تا به حال سری به کاخ گلستان تهران زده باشید- که اگر نزدید حتما به شما پیشنهاد می کنم بازدید از آن را از دست ندهید و اگر تا آنجا رفتید کاخ ابیض را که حالا تبدیل به موزه ی مردم شناسی شده فراموش نکنید. این موزه پر از نشانه های آداب و رسوم مردم نواحی مختلف ایران است. دیدن آنها حداقل برای کسی که بیشتر عمرش را داخل شهر ها گذرانده و با فرهنگ غیر شهری آشنایی کمی دارد خیلی جالب و قابل توجه است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;در قسمت مشاغل این موزه می توانید مجسمه های مومی زنان نانوا/ مرد گیوه چی و ... را ببینید و سفره ی عقد زن قاجار/ ساز های قدیمی و هنری مناطق مختلف ایران/ نمونه های پارچه بافی و لباس های گوناگون و خیلی چبز های دیگر را پیدا کنید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;یکی از قسمت های موزه که خیلی توجه من را به خودش جلب کرد ویترینی پر از لوازم خاتم کاری شده بود: میز خاتم/ جعبه ی نفیس خاتم / صفحه ی شطرنج و .... در این ویترین مراحل ساخت یک ورقه ی خاتم را- با به نمایش گذاشتن مواد مورد نیاز و نمونه قطعه های ساخته شده در هر مرحله از کار- نشان داده اند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;خاتم کاری یکی از هنرهای اصیل و باستانی شرقی است (در دایره المعارف ها آمده است که این هنر را به ابراهیم نبی منصوب می دانند ولی بعضی معتقدند که تاریخچه ی این هنر نامعلوم است و با افسانه ها آمیخته شده است). &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;در اوایل دوره ی اسلامی چند اثر هنری خاتم از مصریان باستان کشف شد که امروزه از آنها به همراه نفیس ترین خاتم های ایرانی در موزه های بزرگ جهان نگهداری می شود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;به عنوان نمونه هایی از خاتم ایرانی می توان به منبر خاتم مسجد عتیق شیراز که قدمت 1000 ساله دارد/ صندوق خاتم مرقد علی (ع) که در دوره ی کریم خان زند ساخته و در دوره ی لطف علی خان نصب شد و تالار خاتم مجلس شورای ملی اشاره کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;لازم است از استاد محمد حسین صنیع خاتم و استاد علی نعمت به عنوان پیشکسوتان معاصر- که این هنر بی نظیر وام دار آنهاست- یاد کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;دوران پیشرفت و تولد دوباره ی این هنر عصر صفویه بوده است ولی متاسفانه در زمان قاجار با بی توجهی به هنر&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;خاتم کاری نیز به همراه هنرمندانش وادار به گوشه نشینی می شود. تا اینکه در دوره ی پهلوی با تاسیس مدرسه ی صنایع مستظرفه به دست مرحوم کمال الملک خاتم کاری رونقی دوباره می گیرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;رونق این هنر بیشتر در شهر های اصفهان/ شیراز و تهران می باشد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;و اما چیزی که در این هنر بیشتر مرا به خود جلب می کند طرز ساخت خاتم/ دقت و ظرافت به کار رفته در آن و حوصله ی هنرمندانش است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;خاتم در واقع چند ضلعی های تشکیل شده از مفتول های نازکی از جنس چوب/ استخوان/ عاج و فلز است. هر چه اشکال خاتم منظم تر و ریز تر و صاف تر باشند نوع خاتم مرغوب تر است. مرغوبیت خاتم تا حدودی به جنس مواد تشکیل دهنده ی آن نیز بستگی دارد. امروزه به دلیل آسان نبودن دسترسی به چوب های رنگی طبیعی مثل چوب های آبنوس/ فوفل / گردو / بقم / عناب / نارنج / کهکم و کبوده گاه از چوب هایی استفاده می شود که در کارگاه رنگ شده اند و دوام کمتری دارند. از عاج نیز کمتر استفاده می شود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;برای ساخت خاتم&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;خاتم کار ابتدا باید چوب یا استخوان یا فلز را به زخامت یک و یا بیشتر- حداکثر تا حدود 5- میلی متر به شکل مثلث و به طول حدود 30 سانتی متر تراش دهد. بعد تعدادی از آنها را در مراحل مختلف کنار هم می چسبانند تا گل های خاتم تشکیل شوند. طرح ها آن قدر تکرار می شوند تا خاتم مورد نظر از روی طرح استاد کار حاضر شود.&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;بعد از مراحل پرس کاری لایه خاتم آماده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;کلیه ی مراحل ساخت این کاردستی مستظرفه 400 مرحله است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;برای اولین بار با دیدن یک گزارش خبری تلویزیونی درباره ی این هنر با خلاصه ی مراحل خاتم کاری آشنا شدم و برای اطلاعات بیشتر به چند سایت اینترنتی مراجعه کردم که چکیده ی مطالب آن ها را خواندید. برای مطالعه ی بیشتر&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;به این سایت ها سری بزنید:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;ul style="margin-top: 0cm; text-align: justify;" type="disc"&gt;
&lt;li class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; mso-list: l1 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt;"&gt;&lt;span style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/"&gt;http://fa.wikipedia.org/&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;
&lt;ul style="margin-top: 0cm;" type="disc"&gt;
&lt;li class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; mso-list: l0 level1 lfo2; tab-stops: list 36.0pt;"&gt;&lt;a href="http://www.rugart.org/doc/doc.asp?id=847"&gt;&lt;span style="font-size: small; font-family: Times New Roman;"&gt;http://www.rugart.org/doc/doc.asp?id=847&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&lt;span style="font-size: small; font-family: Times New Roman;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;</description>
      <link>http://mojganyasaman.persianblog.ir/post/41</link>
      <author>مژگان و یاسمن ایرانی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=21061&amp;postID=2565690</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-21061.post-2565690</guid>
      <pubDate>Wed, 04 Feb 2009 20:29:59 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>بازار، لطفعلی خان ، کاخ گلستان</title>
      <description>&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;کمتر کسی از ساکنین تهران و حتی بازاریان از وجود اتاقکی ساده و کوچک به عنوان مقبره لطفعلی خان زند دلاور ایران در صحن امامزاده زید با خبر هستند. دلیل هم احتمالا عدم توجه مسئولان به این مقبره!! و عدم رسیدگی به آن است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;یک موضوع جالب که متوجه آن شدم این است که از آن اتاق تقریبا به عنوان یک انباری استفاده می شود. در عاشورا سال گذشته که من برای بار دوم به آنجا رفتم اجازه ی ورود به ان اتاق را نمی دادند ودر اتاق و روی سنگ قبر فرش های اضافه ی مراسم به چشم می خورد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;هیچ کس منکر ارزش مراسم تاسوعا و عاشورا در ایران نیست ولی آیا باید به خاطر برگزار کردن یک مراسم یک آثر تاریخی رو از بین برد و مانع دیدار علاقه مندان از آنجا شد.؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;چند روز پیش که دوباره از آنجا دیدن کردم اتاق مملو از گلدان بود و اتاق را زیبا تر کرده بود ولی متاسفانه باز هم در اتاق بسته بود و من و دوستم کلی خواهش کردیم و بالاخره بعد از 20 دقیقه راضی شدند برای چند دقیقه در آنجا را باز کنند و بعد که ما خارج شدیم دوباره در را بستند !!&lt;img title="ناراحت" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/2.gif" border="0" alt="ناراحت" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;بد نیست که گه گداری به انجا بریم.شاید اگر مسئولان با بازدید فراوان رو به رو بشن توجه بیشتری به اونجا بکنن به خصوص که با رفتن به آنجا هم بازار قدیمی تهران رو می بینید هم امامزاده زید که آینه کاری های زیبایی داره و مکانی مذهبیه هم مقبره لطفعلی خان هم قبر 2 تن از نواده های قاجار و هم کاخ گلستان !&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;من حتما در پست بعدی و به زودی عکس های بازار،مقبره و کاخ گلستان را می گذارم .اگر هر کدوم از شما عزیزان علاقه مندین بیشتر راجع به لطفعلی خان بدانید به این سایت مراجعه کنید =&lt;span style="color: #993366;"&gt;http://lotfali-khan-zand.tripod.com/&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: x-large; color: #800080; font-family: Times New Roman;"&gt;کاخ گلستان&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;کاخ گلستان در خیابان 15 خرداد و در نزدیکی بازار قرار داره .این کاخ شامل چندین عمارت است که هر کدام تبدیل به موزه یا عکس خانه شده اند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: x-large; font-family: Times New Roman;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large; color: #800080;"&gt;خلوت کریم خانی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;خلوت کریم خانی یا جلوخان یکی از بناهای دوران کریم خان می باشد.این محل راه عبوراز اندرون و باغ گلستان به دیوانخانه و تالار تخت مرمر بود.ولی در زمان ناصر الدین شاه به سبب تغییر وضع ساختمانها آن معبر مسدود گردید !&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;آغا محمد خان قاجار بعد از غلبه بر لطفعلی خان زند و ساقط نمودن حکومت زندیه دستور داد تا بعد از شکافتن قبر کریم خان در شیراز استخوان های او را به تهران آورده و زیر پله های خلوت کریم خانی که محل عبور و مرور روزانه بود دفن کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;در زمان حکومت پهلوی استخوان های کریم خان را به قم منتقل کردند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;آب حوض جوش داخل خلوت کریم خانی توسط قنات آب شاه تامین می گردید و سپس به باغ گلستان سرازیر می شد که کمال الملک در نقاشی بسیار زیبایی &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;آن را به تصویر کشیده.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;در این عمارت قبر ناصر الدین شاه و تخت فتحعلی شاه قرار گرفته است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: x-large; font-family: Times New Roman;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large; color: #800080;"&gt;کاخ ابیض (موزه مردم شناسی )&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;در اواخر سلطنت ناصر الدین شاه سلطان عبدالحمید ،پادشاه عثمانی ،مقادیری اثاثیه ارزشمند برای شاه ایران فرستاد و چون تمام کاخ ها مملو از تابلو ها و وسایل بود ناصر الدین شاه تصمیم به ساختن این کاخ گرفت تا ان هدایا را در آن نگه داری کند !&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;این بنا به علت سفیدی رنگ ساختمان و اینکه پله ها از مرمر سفید رگه دار بود به کاخ ابیض نامیده می شد !&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: x-large; font-family: Times New Roman;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large; color: #800080;"&gt;عمارت بادگیر(عکس خانه کنونی )&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;این عمارت در زمان فتحعلی شاه و در سال 1278 ه.ق ساخته شد.این عمارت به طور کامل به دستور ناصر الدین شاه باز سازی شد.پلان تالار اصلی این عمارت به صورت صلیبی بوده و این تالار با ارسی بسیار وسیع و زیبا به همراه تزئینات آیینه کاری و گچ بری آراسته شده .برج های بادگیرتنها بادگیر های تزئین شده با معرق در ایران می باشند !&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;در زیر عمارت بادگیر یک اتاق تابستانی بزرگ قرار داشته که با جریان باد چهار برج بادگیر و با کمک حوضخانه ی میانی که آب قنات شاهی در آن جاری بود ،خنک می شد.در حال حاضر جریان آب به علت احداث مترو قطع گردیده است !!!!!و از بادگیر ها به صورت قبلی استفاده نمی شود&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;پایان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;مژگان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mojganyasaman.persianblog.ir/post/40</link>
      <author>مژگان و یاسمن ایرانی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=21061&amp;postID=1888072</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-21061.post-1888072</guid>
      <pubDate>Sun, 24 Aug 2008 18:57:59 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>روزگار نحسی و نیستی</title>
      <description>&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;font size="5"&gt;&lt;span&gt;سلام.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;چند روز پیش کتابی می خوندم به اسم میلاد زخم ! در این کتاب در مورد جنبش جنگلیان بود و مسلما کتاب به طور مستقیم با موضوع استعمار و دخالت بیگانه و جنگ جهانی اول در ارتباط بود&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;font size="5"&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;بخش هایی رو در مورد جنگ جهانی اول و اوضاع ایران از این کتاب انتخاب کردم که از نظر من بسیار دردناک و شاید کمی هم ناملموس برای نسل جدید هست .&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;font size="5"&gt;از اشغال روسیه تا سلطه ی انگلیس&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;font size="5"&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;با وقوع جنگ جهانی اول،وضعیت اجتماعی و روانی، اگر نه سیاسی،برای خیزش جنبش ملی علیه روسیه تزاری و انگلیس مساعد شد . در حالی که انگلیس به مدت کوتاهی در مرحله ی نخست جنبش مشروطه از حسن نظر ایرانیان برخوردار شده بود، به دلیل همدستی به روسیه در تقسیم ایران به حوزه ی نفوذ و تایید نقض مکرر حاکمیت ایران از سوی روسیه،به سرعت نفرت ایرانیان را نسبت به خود برانگیخت.تجاوز و تعدی بی شرمانه به استقلال ایران و شقاوت و بی رحمی علیه ملیون و مردم بی گناه ایران،روسیه را به نفرت انگیز ترین دشمن ایران تبدیل کرده بود .همچنان که وزیر مختار آمریکا در آستانه آتش بس خاطر نشان کرد،ایران کشور ضعیفی است که همیشه بازیچه ی دست همسایگان امپریالیست قدرت مندش بوده است و رنج فراوانی از اعمال غالبا تحکم آمیز آنان برده است!&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;font size="5"&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;اوضاع و احوال اقتصادی ایران در خلال جنگ جهانی اول&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;&lt;font size="5"&gt;با ادامه ی جنگ جهانی اول ،وضعیت اقتصادی کشور بر اثر تورم،بی کاری ،ضبط مواد غذایی به دست ارتش های اشغال گر ،تاراج،تجاوز و قتل مردم بی گناه (عمدتا دهقانان) به دست ارتش در حال خروج روسیه ،به شدت رو به وخامت نهاد.در پایان جنگ اوضاع&lt;span&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;چنان نومیدکننده شده بود که مردم خانه های خود را ترک می کردند و به جستجوی معیشت در بخش های کمتر آسیب دیده ی کشور بر می آمدند.اگرچه مصیبت تهی دستان و بینوایان کمتر ثبت و ضبط می شود،چند گزارش به جای مانده تصویری کوتاه از وضعیت هولناکی به دست می دهد که &lt;strong&gt;جنگ اروپایی ها بر مردم ایران تحمیل کرده بود &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;font size="5"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;رعد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;،یکی از روزنامه های مشهور به طرفداری از انگلیس در تهران ،از اقدامات خشونت بار سربازان روس که از همدان باز می گشتند خبر داد:&lt;strong&gt;مردان و زنان کشته ، خانه ها به غارت رفته و غله ی دولت دزدیده شده می شود.&lt;/strong&gt;پنج روز بعد والی زنجان تجاوزات مشابهی را گزارش داد، به طوری که ((هیچ چیز در منطقه در امان نیست))در خلخال ،گروس،کردستان نیز سربازان روس اعمال وحشتناکی مرتکب شدند و مردم گیلان را فراری دادند.شمار پناهندگان تهی دست چنان عظیم بود که کوچک خان خروج برنج از ایالت را ممنوع کرد.نیکیتین ، کنسول روسیه در ارومیه،به یاد اورد که پیش از قیام بلشویکی عملا هیچ نظم و انضباطی بر سربازان روس در غرب ایران حاکم نبود.همه کاری که 80 هزار سرباز روس مستقر در منطقه کردند &lt;strong&gt;خوردن خوابیدن و غارت بازار این شهر فقیر،سه بار در روز بود. در شهر خوی بازار شهر توسط سربازان روس که از ترکیه باز میگشتند،تاراج و آتش زده شد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;font size="5"&gt;گزارش های دیپلمات های انگلیسی نیز بر جنایات سربازان تحت فرماندهی متحدشان ژنران بیچراخف گواهی می دهند:به خاطر کشتار و تجاوزی که نیروهای تحت رهبری بیچراخف نسبت به زنان و کودکان مرتکب میشوند ،ما نیز ان طور که باید و شاید محبوب نیستیم.زیرا ایرانیان ما را اخلاقا مسئول جنایات روسیان می دانند که تحت حمایت مالی ما هستند.&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;font size="5"&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;با وخیم تر شدن اوضاع ،نشریه ی خاور نزدیک در ماه اردیبهشت گزارش داد که &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;font size="5"&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;&lt;u&gt;در شمال شرقی ایران،نه فقط مردم عادی ماه هاست طعم گوشت را نشنیده اند، حتی از قوت لایموت خود،نان،نیز محروم هستند.گرسنگی چنان مردم را در هم پیچیده که دیگر خودگشی یا مصرف مردار حیوانات که در بیرون شهر افتاده امر غریبی نیست.در هنگامه ی این گرسنگی وحشتناک (ثروت هنگفتی)در اختیار شمار اندکی از زمین داران ثروتمند بود.کمک های امدادی از سوی انجمن های خیریه ی آمریکایی سازمان یافت.با وجود آنکه روزانه فقط در تهران 30 هزار تن غذا توزیع می شد،روزانه 180 تن در همان هنگام از گرسنگی می مردند.اوضاع شهرستان ها بدتر بود.گزارش می رسید در شهرهایی چون قم،مشهد،همدان،کرمانشاه،قزوین و اراک روزانه هزاران تن می مردند.&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;u&gt;&lt;span&gt;سفارت آمریکا در ایران خاطر نشان کرد:فقر و گرسنگی چنان بالا گرفته است که هزاران تن از علف ،مردار حیوانات و در برخی مواذ حتی گوشت انسان های مرده و متلاشی شده تغذیه می کنند.&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;u&gt;&lt;span&gt;هیچ یک از این وقایع دردبار ظاهرا کوچک ترین تاثیری بر دربار ،نخبگان حاکم،به ویژه مرفهان نداشت،زیرا به محض اطلاع از رسیدن کمک های امدادی امریکا زمین داران ثروتمند انبارهای غله &lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;خود را می بستند و از فروش گندم خودداری می کردند تا اینکه قیمت آن در تهران به خرواری 180 تومان برسد !&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;u&gt;&lt;span&gt;&lt;span style="text-decoration: none"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;یک گزارش دیگر چنین نتیجه گیری می کند:&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;font size="5"&gt;پارسال یکی از بدترین سال های ایران بود.صدها تن روزانه در شهرهای بزرگ از قحطی مردند.خوشبختانه در بهار،کشاورزان یکی از بهترین برداشت های محصول را طی سالیان داشتند،که قیمت نان و مواد غذایی را تا اندازه ی زیادی کاهش داد.بدبختانه دولت ناتوان از،یا احتمالا بی میل به ،بازداشتن احتکار غله از سوی زمین داران ثروتمند است و از این رو قیمت ها به طور مصنوعی بالاتر از سطحی نگاه داشته می شود که وضعیت ایجاب می کند.&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;font size="5"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;یک گزارش دیگر از سوی هیئت مبلغان مذهبی آمریکایی به سرپرستی پدر سی.ا.موری می گوید:&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;font size="5"&gt;&lt;strong&gt;&lt;u&gt;&lt;span&gt;&lt;span style="text-decoration: none"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;u&gt;&lt;span&gt;اینجا در رشت نیاز به کمک به هیچ وجه ناشی از وضعیت محلی نیست.مردم نیازمند کمک ،آن هزاران تنی اند که در خانه های فقرزده ی خود در جلگه ها و دهات مرتفع دور از رشت،می گریزند.هم اکنون دو زن ،یکی از آنان با همسر و سه فرزندش ،در یکی از اتاق های زیرزمین خانه ی ما زندگی می کنند،اینها کسانی هستند که نتوانستیم راهشان ندهیم.این مرد و خانواده اش اهل زنجانند.خانه ی آنان را پارسال دو ارتشی که در ان منطقه در حال جنگ بودند،غارت کردند.آنان چیزی برای خوردن نداشتند از این رو به رشت امدند که فکر می کردند غذا در آن فراوان و ارزان است.مطلقا چیزی جز لباس ژنده ی خود ندارندو کاری نیز برای انان پیدا نمی شود.زن دیگر ماجرای خود را اینگونه تعریف می کند:&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;strong&gt;&lt;u&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;font size="5"&gt;&lt;strong&gt;&lt;u&gt;&lt;span&gt;در دهکده ای به فاصلا ی هفت کیلومتری همدان زندگی می کرد،سربازان روسی برای غارت به آنجا آمدند و جنگی در گرفت و طی ان شوهرش کشته شد.شتر شوهرش و دیگر وسایل به غارت رفت.وی دختر بچه ی خود را به 3 تومان فروخت تا جایی پیدا کند که دست کم در آن زندگی کندو چیزی پیدا کند که حداقل چند روز بیشتر زندگی کند.&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;u&gt;&lt;span&gt;بر آورد می شود که حدود 7 هزار تنی که اکنون در شهر رشت هستند،از جاهای دوری همچون زنجان همدان و حتی اطراف تبریز آمده اند.گزارش ها حاکی از آن است که اکنون 4 هزار نفر دیگر در راهند...این رقم درست به نظر می رسد، به نحوی که تکیه ها طویله ها زاغه ها و غیره ،هنگام شب از جمعیت پر می شوند. شب ها کف این بناها چنان از مردم انباشته می شود که نمی توانند دراز بکشند و بخوابند در نتیجه شمار زیادی از مردم کف خیابان ها می خوابند.منشی ایرانی کنسول انگلیس گفت که در یک شب بنا به اطلاع وی ،24 تن بر اثر سرما ،گرسنگی یا بیماری مردند.دو زن در خیابان و در میدان اصلی شهر بچه های خود را به دنیا آوردند.&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;strong&gt;&lt;u&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;font size="5"&gt;&lt;strong&gt;&lt;u&gt;&lt;span&gt;&lt;span style="text-decoration: none"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;یک مامور امداد آمریکایی مبارزه با قحطی ایران گرسنگی توان فرسای جاری در سرزمینی با مقادیر فراوان غذا در بخش هایی از آن را چنین توصیف کرد:&lt;strong&gt;&lt;u&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;font size="5"&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;&lt;u&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;همین که یک قاشق غذاخوری لوبیا را دور می انداخت ،از فرط آغشته شدن به گل و لای جاده قابل خوردن نبود ،روستاییان نگون بخت مشتی از همان گل و لای را در طلب یک یا دو لوبیا از هم می قاپیدند.&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&amp;quot;&amp;quot;&lt;u&gt;همه مردم کاروان ما را محاصره می کردند و غذا می طلبیدند و چشمان شرر بارشان را بر هر لقمه ای که بر روی خاک می افتاد می دوختند.بر سر هر قوطی خالی غذا که به دور انداخته می شد ،وحشیانه با هم می جنگیدند...نمونه هایی به من گفته شد که زنان کرد و بومیان دیگر برای یک تکه نان خشک تن فروشی می کنند .گرسنگی تا این اندازه بود...من مردم گرسنه ای را نیز دیدم که پهن می خوردند ، با ولع دسته های خاردار سبزه را که افتای سوزان تابستان سوزانده بودشان به دهان می گذاشتند.از دیگر صحنه های رقت بار ،مردگانی بودند که در کنار جاده افتاده بودند و نگاه بی جان و چشمان غیر طبیعی بزرگ شان را مگس ها می خوردند&lt;/u&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;&lt;font size="5"&gt;در مقایسه با وضعیت دهشتناک حاکم بر دیگر نقاط ایران در گیلان تحت نظارت کوچک خان قحطی مهار شد.هیئت های آمریکایی در رشت پول امداد را پس فرستادند و گفتند (به دلیل تدابیر موثری که جنگلیان به کار گرفته ه اند به کمک ما نیازی نبود)&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;font size="5"&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;و این ایرانی بود که با وجود بی طرفی کامل در جنگ اروپایی ها به این سرنوشت دچار شد...&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;font size="5"&gt;پایان&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;font size="5"&gt;م&amp;zwj;ژگان&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;font size="5"&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;برگرفته از میلاد زخم دکتر خسرو شاکری&lt;/span&gt;&lt;/font&gt; &lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;font face="Times New Roman"&gt;&lt;p style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right" class="MsoNormal" align="right"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;</description>
      <link>http://mojganyasaman.persianblog.ir/post/38</link>
      <author>مژگان و یاسمن ایرانی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=21061&amp;postID=1177429</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-21061.post-1177429</guid>
      <pubDate>Wed, 02 Apr 2008 10:42:12 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>روزگار نحسی و نیستی</title>
      <description>&lt;p align="justify"&gt;&lt;font size="4"&gt;بارها از فاجعه لنینگراد شنیده ایم . دورانی از جنگ که مردم در اثر گرسنگی و قحطی به آدم خواری روی می آوردند ...یا از اتفاقات زیادی که در زمان جنگ در دریاها رخ می داد. کشتی هایی که سرنشینانش از فرط گرسنگی به اجساد هم حمله می کردند و تمام این ها به خاطر جنگ خانمان سوزی بود که دامنگیر کشورهای زیادی شده بود&lt;br /&gt;ولی کسی از قحطی ایران سخنی به میان نمی آورد .&lt;br /&gt;قحطی سال 1251_1250&amp;nbsp; را یکی از بزرگ ترین رخداد های اندوه بار اقتصادی و اجتماعی ایران دانسته اند.در تمامی زمستان آن سال در بخش عظیمی از کشور حتی قطره ای باران نبارید و سال بعد نیز از باران خبری نبود .محصولات از بین رفت و کمبود غله و افزایش قیمت نان مردم خسته وگرسنه را تحت فشار می گذاشت !&lt;br /&gt;نانوایی ها بی آرد بودند . پخت از سه بار در روز به دوبار و یک نوبت و سپس به کل تعطیل شد.&lt;br /&gt;این در حالی بود که کمک هایی از طرف دیگر کشورها به کشور قحطی زده می شد صرف مزد کارگرها برای حفر خندق های شهر تهران شد چون رای صواب نمای ملوکانه بر آن قرار گرفته بود که حصار شهر تهران را خراب کنند و محلاتش گسترش بخشد !&lt;br /&gt;در بسیاری از شهرها چون اصفهان شیراز و قم نارضایتی بالا گرفت به طوری که مردم گرسنه با ماموران دولتی درگیر می شدند . &lt;br /&gt;بسیاری از مردم به گیلان کوچ می کردند و کسانی که توانایی داشتند خاک ایران را ترک می کردند و به قفقاز و روسیه ، بین النهرین و عثمانی می رفتند.&lt;br /&gt;جمعیت روز به روز کاسته می شد . در مشهد شمار تلفات روزانه از 500 نفر تجاوز کرد ... نماینده انگلیسی تلگراف خانه در بهار سال 1250 که از اصفهان به بوشهر سفر می کرد ، در گزارش خود آورده است : ((تمامی جاده ها از اجساد مردگان پوشیده است))&lt;br /&gt;تهران هر چند سال یک بار در چنبره طاعون وبا و قحطی اسیر می شد .کنت دو گینو سفیر وقت فرانسه در تهران می گوید: (( مردم چنان می مردند که گویی برگ از درخت می ریزد&amp;nbsp; و با اینکه در تهران آماری برای تعیی شمار بیماران وجود ندارد مع ذلک تصور می کنم بیش از یک سوم سکنه تهران بر اثر وبا مردند ))&lt;br /&gt;وبا از یک سو و قحطی از سوی دیگر تهران را مورد هجوم قرار داده بود...در باور یکی از شاهدان عینی (( قحطی این سال را از آغاز خلقت بدین سو ،کس به یاد نداشت))&lt;br /&gt;دامنه قحطی به قدری وسیع بود که طی آن از آدم خواری سخن به میان امده است .در قم هیچ کس جرات نداشت تنها در کوچه ها حرکت کند شایعه ای وجود داشت که اوباش زنان را می ربایند و می کشند و می خورند ! حتی روایاتی از اینکه والدین بچه های خود را می کشند و می خورند به میا ن آمده است&lt;br /&gt;به گفته فریدون آدمیت ((در تهران و مضافات نزدیک به صد هزار تن می مردند و کس به شستشوی انها نمی پرداختوهمچنین در ولایات از خوردن گوشت سگ و گربه پرهیز نداشتند))&lt;br /&gt;شاهدان خارجی مرگ و میر آن سال را 2 میلیون نفر براورد کرده اند&lt;br /&gt;(برگرفته از کتاب در تیر رس حادثه )&lt;br /&gt;دوستان عزیزم من دوباره برگشتم امیدوارم مثل قبل با نظرهاتون به من کمک کنید&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;font size="4"&gt;سال نوتون مبارک&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;font size="4"&gt;مژگان&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mojganyasaman.persianblog.ir/post/36</link>
      <author>مژگان و یاسمن ایرانی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=21061&amp;postID=1146920</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-21061.post-1146920</guid>
      <pubDate>Thu, 27 Mar 2008 09:48:26 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>نا اميدی</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size="4"&gt;ایران ای مادر عزیز تو هرگز رنگ سعادت را نخواهی دید زیرا فرزندان تو فاسد و پست شده اند&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size="4"&gt;&lt;img src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/02.gif" /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mojganyasaman.persianblog.ir/post/34</link>
      <author>مژگان و یاسمن ایرانی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=21061&amp;postID=1005105</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-21061.post-1005105</guid>
      <pubDate>Wed, 28 Mar 2007 10:01:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>یک سال گذشت . افسوس !</title>
      <description>&lt;p align="justify"&gt;سلام دوستان&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;تولد یک سالگی وبلاگ منو یاسمن نزدیکه و از نزدیک شدن به سالگردش فقط افسوس و ناراحتیم بیشتر میشه&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;روزی که وبلاگمو می ساختم هزارتا فکر و ایده نو داشتم و فکر می کردم در این وبلاگم از ایرانمون می نویسم و در واقع فکر می کردم که وبلاگ مفیدی برای همه عزیزان خواهیم داشت&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;ولی خوب این تفکرات در حد فکر باقی موند و نتونستم اون کاری که می خواستم رو انجام بدم و همش هم از کوتاهی های خودم بوده&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;پیشاپیش سال نو رو هم بهتون تبریک می گم و امیدوارم شما هم به وبلاگ تنها و بی یار و یاور ما تولدشو تبریک بگین&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;و امیدوارم که منو یاسمن سال بهتر و پربارتری رو با وبلاگ عزیزمون&amp;nbsp; شروع کنیم و شما هم سال بهتری رو داشته باشین و همه زمینه ها برای تحقق اهدافتون مهیا بشه&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;دوستان شما&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;مژگان و یاسمن ش&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mojganyasaman.persianblog.ir/post/32</link>
      <author>مژگان و یاسمن ایرانی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=21061&amp;postID=1005103</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-21061.post-1005103</guid>
      <pubDate>Tue, 13 Mar 2007 21:20:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>ادامه ماد</title>
      <description>&lt;strong&gt;&lt;font size="4"&gt;&lt;p align="justify"&gt;اولین پادشاه ماد&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;دیوکس&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;دیوکس پسر فرااورتس دهقانی بود که مانند سایر مادی ها در دیه می زیست و هر دیهی زندگی جداگانه داشت.این شخص به سبب کفایت و عدالت خواهی طرف رجوع عامه شد و مردم محاکمات خود را نزد او می بردند .بعد از چندی او به این بهانه که رجوعات مردم زیاد است و نمی تواند به امور شخصی برسد از این کار کناره گرفت . بر اثر این کناره گیری دزدی و اغتشاش قوت یافت و مردم جمع شده و گفتند که بهتراست پادشاهی برای برقراری امنیت انتخاب کنیم . پس از آن مردم درصدد انتخاب شخصی برآمدند و به واسطه زمینه هایی که دیوکس قبلا تهیه کرده بود او انتخاب شد . بعضی از محققین تصور کرده اند که دیوکس همان دیااکو ی کتیبه سارگن دوم است ولی برخی در اینکه دیوکس کلیتا شخصیت تاریخی باشد تردید دارندولی در هر حال هرودوت او را به عنوان اولین پادشاه ماد معرفی کرده است&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;هرودوت می گوید یکی از نخستین کارهای دیوکس پس از انتخاب او به شاهی این بود که قراولانی برای خود انتخاب کند و بعد مردم را بر آن داشت که شهری تاسیس کنند و با این مقصود محل همدان را انتخاب کرد.در اینجا به امر شاه قصری ساختند که 7 قلعه داشت . از هفت دیوار همدان هرکدام رنگی معین داشت .بیرونی سفید دومی سیاه سومی قرمز تند چهارمی آبی پنجمی قرمز کمرنگ ششمی سیمین رنگ و هفتمی زرین گون . این نوع رنگ آمیزی در بابل علامات سیارات سبعه می دانستند و برج معبد بیرس نمرود در بابل به این رنگها ملون بود.&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;در باره اندازه دیوارها هرودوت می گوید بزرگترین دیوار قلعه همدان به حجم دیوار اتن می رسید.&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;در دوره ی این پادشاه هیچ جنگی رخ نداد زیرا دیوکس باج خود را به سناخریب پادشاه آسور می پرداخت فقط یک دفعه آسوری ها به الیپی که با ناحیه ای از کرمانشاه امروزی تطبیق شده آمدند ولی چون ماد آرام بود از انجا تجاوز نکردند.&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;مدت سلطنت این پادشاه از 708 یا به قولی از 701 تا 655 ق.م بود&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;&lt;p align="justify"&gt;فرورتیش _دومین پادشاه ماد_&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;به قول هرودوت بعد از دیوکس فراارتس پسر او به تخت نشست ولی داریوش این اسم را در کتیبه بیستون فرورتیش نامیده است.&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;در ابتدا فرورتیش سیاست پدر را دنبال کرد زیرا می دانست که ماد هنوز چندان قوت نیافته که خود را از قید آسور خلاص کند . بنابراین مرتبا باج به آسور می پرداخت و ضمنا محل هایی را که در زمان پدر به ماد ملحق نشده بود را به مملکت خود ضمیمه کرد. پس از آن شاه پارس را اطاعت دراورد.چون دو دسته مردم جنگی را در اختیار داشت قوی شد و به مطیع کردن قسمت های دیگر فلات ایران پرداخت . در 645 آسور بانی پال از کار عیلام و بابل فراغت یافته به کارهای داخلی آسور و به تعمیر معبد و قصر باشکوهی که ستاخریب ساخته بود اشتغال ورزید و بعد در عیش و عشرت فرو رفت . بعد از چندی چون مادها خود را قوی دیدند نخواستند از آسوری ها تابعیت کنند غافل از اینکه قوای مسلح ماد هنوز آنقدر ورزیده نبود تا بتواند با آسوری های جنگی که تمام ملل آسیای پیشین را عاجز کرده بودند مصاف دهد. بر اثر این اشتباه مادی ها به آسور حمله کردند و شکست خوردند و شاه هم در حین جنگ کشته شد. مدت سلطنت وی 22 سال بود&lt;/p&gt;&lt;/strong&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;p align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;&lt;strong&gt;&lt;p align="justify"&gt;سومین پادشاه ماد هوخشتر است . او کسی است که لشکر دائمی تشکیل داد و دستور داد که فنون اسب سواری تیراندازی و ... را به سپاهیان بیاموزند. بعد از مدتی سپاه ماد که با اسلوب آسور ایجاد شده بود بسیار قوی شدو به اسور حمله کرد.آسوری ها سخت دفاع کردند ولی بالاخره شکست خوردند. سپاه ماد با پیروزی پیش می رفت و نزدیک بود پایتخت دولت آسور سقوط یابد که ناگهان خبر تاخت و تاز سکا ها در آذربایجان و صفحات مجاور به شاه رسیدو او دید که چاره ای جز ترک محاصره نینوا ندارد و باید به سرزمین خود بازگردد. در نزدیکی دریاچه ارومیه با سکاها جنگ کردند و شکست خوردند.سکاها سرمست از پیروزی به آسور و سایر سرزمین ها نیز حمله کردند و به قتل و غارت و کشتار پرداختند تاخت و تاز سکاها به ایران 28 سال طول کشید تا سرانجام هوخشتر مادی یس سردار سکاها را با تمام سران سپاه سکا میهمان کرد و همه را در حال مستی کشت . پس از این کار پادشاه ماد با سکاها جنگید و آنها را شکست داد&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;&lt;p align="justify"&gt;تسخیر نینوا سقوط آسور &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;هوخشتر پس از اینکه سکاها را از ایران براند با به اجرای نقشه خود که سقوط آسور بود پرداخت.&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;آسور در نیمه قرن هفتم ق م یعنی تقریبا 40 سال قبل از انقراضش به اوج عظمت خود رسید مصر مطیع شد لیدیه ضعیف شد عیلام ویران گشت مملکت وان دیگر جرات تخطی به حدود آسور نداشت&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;ولی مردمی چون آسوریان نمی توانستند این عظمت را نگه دارند و با غارت و کشتار ملل تحت سلطه آنها را ناراضی کردند و سرانجام نینوا به دست هوخشتر سقوط کرد&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;بعد از هوخشتر آستیاگس یا آژدهاک به فرمانروایی رسید که در زمان او دولت ماد منقرض شد&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;وقتی که این شاه به تخت نشست دولت ماد بزرگترین دولت آسیای غربی به شمار می رفت و ابهتی که هوخشتر به ماد داده بود دلالت می کرد بر اینکه این دولت اتیه بهتری خواهد داشت ولی دیری نپایید که دولت مزبور به دست کورش بزرگ منقرض شد. کوتاهی عمر این دولت که 56 سال است باعث حیرت مورخین شده است و 56 سال برای عمر یک دولت بسیار کوتاه است . ولی از دلایل انقراض دولت ماد طبق گفته مورخین این است که :&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;دربار ماد در زمان آژدهاک نسخه ثانوی دربار آسور بود:قصر های زیبا باغ ها شکارگاههای عریض هزاران درباری خدمه با لباس های فاخر انواع تفریحات و همه قسم عیش و عشرت .قشون هم در مدت سلطنت طولانی آخرین پادشاه ماد بی کار ماند و فاقد صفات جنگی شد. این بود که در برابر رقیب تازه نفس خود یعنی پارسی ها که مردم کوهستانی و معتاد به زندگی ساده و پرزحمت بودند نتوانستند مقاومت کنند و شکست خوردند&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;مژگان&lt;/p&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;</description>
      <link>http://mojganyasaman.persianblog.ir/post/30</link>
      <author>مژگان و یاسمن ایرانی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=21061&amp;postID=1005101</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-21061.post-1005101</guid>
      <pubDate>Tue, 19 Dec 2006 09:53:00 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
