نه عادلانه نه زیبا بود جهان پیش از انکه ما به صحنه براییم به عدل دست نایافته اندیشیدیم و زیبایی در وجود امد

ایلنا: نمی‌خواهد خیلی از شهر دور شوید، تا این فقر سر کاری را ببینید، فقط کافی است که کمی چشم‌هایتان را باز کنید و سرتان را بچرخانید. دیدن

کودکانی که به شما آویزان می‌شوند تا چیزی از آنها بخرید، پیرزنان و پیرمردانی که دست گدایی برایتان دراز می‌کنند، زنان و مردانی که با دست فروشی روزگار خود را می‌گذرانند،‌کارتن‌خواب‌ها کافی است تا به سر کاری بودن خط فقر پی ببرید.

وارد کوچه می‌شویم، بچه‌ها در کوچه بازی می‌کنند، چشمشان که به دوربین می‌افتد، یکی فریاد می‌زند «خبرنگاران فرار کنید، فردا عکسمون تو روزنامه‌هاست، فرار کنید» هر کدام به سویی می‌دوند و در این کوچه‌های تنگ و تاریک گم می‌شوند.

اشکان یک خواهر و برادر دارد، او با آنها و پدر و مادرش در مخروبه‌ای دو طبقه زندگی می‌کند، پدرش در خیابان‌ها کفش‌های مردم را تعمیر می‌کند و مادرش خانه‌ها را نظافت می‌کند؛ مادرش می‌گوید: «اما نمی‌رسونیم» اشکان یک شهروند تهرانی و پدر و مادرش افغانی هستند، مادرش می‌گوید: ما می‌خواهیم برگردیم افغانستان اما بچه‌ها نمی‌یان، پارسال بردمشون هر روز می‌گفتن می‌خوایم برگردیم؛ پدرشون چند سال پیش سکته مغزی کرده، دستش می‌لرزه، رفتیم سازمان ملل گفتن به خاطر شرایط پدرش هر جای دنیا بودیم برامون شرایط ویژه در نظر می‌گرفتن، موندیم اینجا تا نزدیک افغانستان باشیم؛ تمام خانه پر است از لباس‌های روی بند و بوی نم و فقر.

به گزارش ایلنا، طبق گفته کارشناسان، خط فقر در ایران 850 هزار تومان است، پدر و مادر اشکان اگر نصف این مبلغ را هم درآمد داشتند،‌دست کم می‌توانستند خرابی‌های خانه‌شان را تعمیر کنند، طبقه پایین از فرط خرابی قابل سکونت نبود و تمام خانواده در طبقه دوم سکونت داشتند.

 

محمود احمدی‌نژاد در اولین مصاحبه مطبوعاتی دولت دهم خط فقر را یک موضوع سر کاری خواند و گفت: بدین معنی که ابتدا باید به تعریف خط فقر توجه کرد، یعنی چنانچه حداقل نیازها در تعریف خط فقر لحاظ شود، همان می‌شود خط فقر و چنانچه نیازهای کم اهمیت‌تری در این تعریف لحاظ شود خط فقر تغییر می‌کند.

 

اشکان مسکن دارد، یک مسکن مخروبه، آیا حداقل نیازهای اشکان برآورده شده است؟ آیا اشکان بالای خط فقر است؟

 

هر چه در کوچه‌ها پیش‌تر می‌رویم، کوچه‌ها باریک و باریک‌تر می‌شود؛ دری بازی است، چرک کف کرده از زیر در خارج می‌شود، در می‌زنم؛ دختر جوان زیبایی در را باز می‌کند و کسی را صدا می‌زند؛ زن برادرش است. سال‌هاست از کردستان مهاجرت کرده‌اند، همسرش چهار سال پیش ورشکست شده است. می‌گوید: لباس می‌دوختن سر کارگر تولیدی بود، از چهار پنج سال پیش که جنسای چینی اومده،؛ کار اینا کساد شد، اگر یه بارونی واسه اینا در می‌یومد 22 هزار تومن، مغازه‌ها از چین می‌خریدن 14-15 هزار تومن، خوب معلومه واسشون صرف می‌کنه جسن چینی بخرن. سال‌هاست از کردستان مهاجرت کرده‌اند، حقوق بازنشستگی پدرش تنها درآمد برای هزینه کردن دو خانوار است. به گزارش ایلنا در سال‌های 1371 تا 1386 حدود 71 درصد، درآمد خانوارهای ایرانی افزایش پیدا کرده است در شرایطی که هزینه‌های این خانواده‌ها 1840 درصد افزایش هزینه دو خانواده را بدهد و رئیس‌جمهور در همان مصاحبه مطبوعاتی بیکاری 200 هزار نفر در یک سال را عدد بزرگی نداند و آن را طبیعی بخواند و بگوید: در بازار کار همواره عده‌ای بیکار می‌شوند و عده‌ای سر کار می‌روند، بدین معنی که افرادی که امروز بیکار می‌شوند، ممکن است پس از مدتی مجددا بر سر کار بروند، بنابراین بازار کار همواره در حال تبادل نیروی انسانی است.

همسر این زن با گذشت چهار سال هنوز «مجددا بر سر کار نرفته است»، اما طبق گفته‌ای بالا خانواده‌اش زیر خط فقر نیستند، چرا که غذا، پوشاک و مسکنشان مهیا است، گرچه به بدترین شکل ممکن.

پیرمرد 80 ساله نحیفی، 50 سال است که آنجا یک خشکشویی دارد، می‌گوید: 50 سال پیش کجا این همه غم بود. 5-6 تا خونواده با هم زندگی می‌کردیم، چقدر با هم خوش بودیم،؛ حالا تو خیابون هم، نمی‌تونیم همدیگرو تحمل کنیم. بخار آب و حرارت دستگاه تحمل آنجا را برایم سخت می‌کند، فکر می‌کنم. این پیرمرد بیچاره چه می‌کشد این جا صبح تا شب؛ از یک تولیدی برایش، یک دسته شلوار می‌آورد، می‌گوید: اینارو می‌بینی واسه همش فقط هزار تومن می‌دن، چند سال اوضاع خیلی بده، چند ماه که اصلا کار نیست. می‌گوید: یک سال چشمامو عمل کردم، دو میلیون شده،‌چون صاحب کارم بیمه ندارم، حالا هم که قانون عوض شده، بالای شصت سالم بیمه نمی‌شم، پول عمل چشمام «هنوز بدهکارم»

 

این پیرمرد حداقل نیازها را دارد و اکنون که احتیاج به نیاز کم اهمیت‌تری مثل عمل چشم، پیدا کرده یک سال زیر بار قرض آن است،‌گویا نیازهایی که مربوط به سلامت جسمی است از حداقل نیازها محسوب نمی‌شود و از نظر رئیس‌جمهور تنها کمی غذا به اندازه زنده ماندن، پوشاک به اندازه لخت نماندن و سقفی به اندازه خیس نشدن حداقل نیازهاست، که خدا را شکر،‌ همه دارند و در ایران هیچ‌کس زیر خط فقر نیست.

 

منبع:

http://chrr. us/spip.php? article5823

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/۳۱ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ توسط مژگان و یاسمن ایرانی نظرات () |


Design By : Night Skin