نه عادلانه نه زیبا بود جهان پیش از انکه ما به صحنه براییم به عدل دست نایافته اندیشیدیم و زیبایی در وجود امد
امروز می خواهم از مشکلاتی در ایران صحبت کنم که به دلیل مشکلات بزرگی چون تورم ،فقر،بی کاری و ... مجالی به فکر کردن به آن نداشته ایم و در واقع دغدغه ما ایرانیان نبوده است.این مشکل بنا به دلایل زیاد تنها مربوط به سه دهه اخیر نیست.گرچه مسئولین در این سه دهه سهم به سزای خودشان را در دامن زدن به این مشکل ایفا کرده اند و تمام آن از نداشتن مسئولان دلسوز و وظیفه شناس است. بنابراین امروز در مورد تاریخچه باستانشناسی در ایران و آسیب هایی که از زمان قاجار خواسته و نا خواسته به مرور به آثار باستانیمان وارد آمده می نویسم.می خواهم از بار گرانی که در نتیجه ی نا آگاهی و بی اطلاعی این مردم بر شانه های ایرانیان دلسوز سنگینی می کند بگویم. ........................................................................................................................................ از زمان تشکیل اداره کل باستان شناسی که خود تغییر نام یافته ی اداره ی کل عتیقات بود و بعدا به نام مرکز باستان شناسی ایران و از حدود یک دهه پیش با عنوان معاونت پژوهشی سازمان میراث فرهنگی کشور فعالیت های خود را ادامه می دهد کمی بیش از شش دهه می گذرد .جدید بودن تشکیلات باستان شناسی در ایران در مقایسه با نهاد های مشابه در سایر نقاط جهان بهتر مشخص می شود. مثلا موزه لوور که در سال 1793 یعنی چهار سال بعد از پیروزی انقلاب فرانسه از طرف انقلابیون به ملت فرانسه تقدیم شد ،123 سال قبل از آنکه مسئولان دولت به فکر تاسیس موزه ملی در ایران بافتند ساخته شد. در ایران در مهر ماه سال 1306 خورشیدی نمایندگان مجلس شورای ملی امتیاز انحصار حفاری در تمام ایران را که 27 سال قبل از این تاریخ به کشور فرانسه واگذار شده بود به طور مشروط لغو کرد و در 1367 خورشیدی یعنی 106 سال بعد از انگلستان،اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور را به تصویب رساندند. با وجود این تاخیر ایرانیان در راه سازمان دادن با تشکیلات باستان شناسی خود،نهایت تلاش خود را نمودند ولی در نیل این هدف به گنج یابی و عتیقه خری و عتیقه فروشی و به طور کلی عتیقه بازی کشیده شدند!!!در گذشته جمع اوری و نگهداری اشیا و آثار باستانی معمولا از حد یک سرگرمی و تفنن زودگذر تجاوز نمی کرد. دبعد از ناهار خانه آمدم .تا عصر مشغول خواندن مسکوکات کهنه شدم.تازه به این خیال افتاده سکه کهنه!! جمع کنم!! در این باره اعتماد السلطنه می نویسد:
و در جای دیگر می گوید: تا عصر با شیخ مهدی و عارف خان سکه های قدیم را که تازه خریده ایم را خواندیم!! و باز همین شخص می نویسد: شاه (ناصرالدین شاه) امروز به امین آباد تشریف بردند .انچه معلوم شد مقصود از رفتن آنجا این بود که از وقتی این گنج در محمود آباد پیدا شد تمام خیالات مصروف پیدا کردن گنج است. در جایی دیگر دکتر فوریه پزشک مخصوص شاه نوشته است: اعتماد السلطنه در یکی از امامزاده های آهنگران کاشی های زیبایی پیدا کرد.سه نمونه از آنها را برداشت و به من هدیه کرد!! شخص علاقه مند به جمع آوری و نگاهداری اشیا قدیمی معمولا تا زمانی به این سرگرمی ادامه می داد که هنوز هوس چنین کاری را داشت و همین که از این کار زده می شد دیگر به آن ادامه نمی داد و متاسفانه در این دوره تعدادی از آشیا مفقود یا به کلی از بین می رفتند. در جایی باز از اعتماد السلطنه داریم: فرانسه ها از شوش قدیم که در خوزستان است،زمین کنی کرده و در عمارت مخروبه بهمن دراز دست کیانی خیلی از اسباب نفیس ،از قبیل مجسمات طلا و قوچ های طلا،از خاک بیرون آوردند و یا در نوشته های نجم الملک می خوانیم: ما بین بروجرد و چالان چولان در دامنه کوه قریه ای است به نام افروند نا،طلاشویی می کنند،مسکوکات آنجا به دست می آید.می گویند ملک افراسیاب بوده است نا آگاهی ها و سودجویی ها در زمینه مربوط به آثار فرهنگی کشور موجب پیدایش صنفی خرابکار و عین حال بسیار فعال به نام گنج یاب گردید که حتی نام بعضی از محل هایی را که در انها به منظور یافتن گنج و آثار باستانی خاک برداری می کردند تغییر دادند و نام هایی مانند گنج دره،گنج تپه و ... بر آنها می نهادند... نجم الملک در جایی دیگر می گوید: کاشی های برجسته و معرق خوب در مسجدی در کاشان دیدم.خیلی تماشایی و معتبر است و فرنگی همان را اقلا 2000 تومان می خرد و حیف که آخر به هر تدبیر باشد،خواهند برد و حاج سیاح می گوید: من مملکتی را بدبخت تر و ملتی را ذلیل تر از مملکت و ملت ایران در هیچ حا ندیدم.در ممالک دنیا جزیی آثاری از کسی غیر معروف را با کمال اهتمام حفظ می نمایند شهل است،آثار قدیمه ممالک دنیا را با خرج های بسیار ،به ممالک خود حمل می کنند و تاریخ آن را ثبت می کنند ... و در اینجاست همانطور که مشاهده می کنیم پای اروپاییان سودجو به ایران باز شده که ایران را به تاراج می برند. برای مثال یکی از این افراد سودجو به نام موریه می نویسد: من چند نفر سنگ تراش را به تخت جمشید فرستادم و مقداری از مجسمه ها را شکسته به انگلستان بردم قبل از او دوبرون ،نیز قسمت هایی از قطعات سنگی و مجسمه تخت جمشید را جدا کزد و به هلند فرستاد! و صحبت از این خیانت ها در حق ایران و ایرانی که همه از جهل ما نشات می گیرد،زیاد است و این فقط چند مثال بود که بیانگر فاجعه ای تلخ که حدودا دوقرن است که گریبانگیر ما می باشد. برگرفته از کتاب ایران در پیش از تاریخ تالیف:دکتر صادق ملک شهمیرزادی به امید ایرانی آباد و سربلند
| Design By : Night Skin |

